ارزش انسان
روزی پسر بچه ای در خیابان سکه ای 10 تومانی پیدا کرد.
او از پیدا کردن این پول آن هم بودن هیچ زحمتی خیلی ذوق زده شده بود.
این تجربه باعث شد که بقیه روزها هم با چشم های باز سرش را به سمت پایین بگیرد.
او در مدت زندگی اش ، 296 سکه 10 تومانی، 16 سکه 25 تومانی، 2 اسکناس 500 تومانی و یک اسکناس 1000 تومانی پیدا کرد. یعنی در مجموع پنج هزار و سیصد و شصت تومان
و در برابر به دست آوردن این مبلغ او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید، درخشش 157 رنگین کمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد.
او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز آسمان در حالی که از شکلی به شکل دیگر در می آمدند، ندید . پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزیی از خاطراتش نشد.
آیا شده راحتی کار و عادت به آن کار موجب شود چشم خود را بر استعدادها ، توانمندی ها و نبوغ خود ببندید و یک عمر به خیال اینکه به دنبال راحتی هستید، ارزش های بالاتر را از دست بدهید؟؟
ناگهان وقت رفتن سر می رسد و ما چرتکه می اندازیم و می بینیم جمع همه عمرمان چند کیلو طلا شده است. همان چیزی که می اندیشیدیم برای ما آسایش ، احترام و ارزش به همراه خواهد آورد....
ارزش هر کس برابر با آرزوهایش است.
ارزش هر کس مساوی آن چیزی است که برایش تلاش می کند.
ارزش هر کس به اندازه آن چیزی است که از دست دادنش غمگینش می کند و به دست آوردنش او را شاد می کند..
راستی بهای شما چیست؟
شما چند سال را از دست داده اید؟
چند ماه؟ چند ساعت؟ چند دقیقه؟ چند ثانیه؟
یک حسابی بکنید و ببینید در برابر آن چه چیزی را به دست آورده اید؟
خدایا !
من از این دنیا تنها یک بار گذر خواهم کرد
پس بگذار هر کار خوبی که می توانم انجام دهم
یا هر محبتی که می توانم به هر انسانی نشان دهم
خدایا!
کمک کن تا از هم اکنون شروع کنم
و اجازه نده که از آن غفلت کنم
چون من دیگر از این راه گذر نخواهم کرد....
